مرتضى راوندى

469

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مىكردند ، سرانجام منجر به آن شد كه كارخانه‌هاى سازندهء اسلحه و زين و برگ و لباس و غيره تقريبا محصولى توليد نمىكردند . صنعتكارانى كه در كارخانه‌ها كار مىكردند و وضع اسير و برده را داشتند ، به كار خود علاقه نداشتند ؛ بدين‌سبب كار بردگان نفعى نداشت . غازان خان دادن جيره را لغو ، و صنعتكارانى را كه در كارخانه كار مىكردند مخير كرد كه براى خود كار كنند و مقدار معينى محصول يا پول بپردازند . » « 1 » اقدامات اصلاحى غازان خان پس از وى چنان كه بايد ، دنبال نشد . پس از پايان حكومت ايلخانان و استقرار دولت تيمورى ، قتل و كشتار ادامه يافت . تيمور مىكوشيد با تخريب سراسر خاورميانه ، ماوراء النهر را آباد كند . وى مطلقا از يك برنامهء اصلاحى و اقتصادى مبتنى بر منافع ملل تابع امپراتورى ، پيروى نمىكرد . جانشين او شاهرخ كمابيش فكر اصلاحى داشت ولى برنامه‌هاى او بسبب ضعف عمومى دولت ، چندان نتيجه‌بخش نبود . پس از شكست و زوال حكومت بازماندگان تيمور ، در دولت آق‌قويونلو و قراقويونلو قدم مؤثرى در راه بهبود وضع عمومى برداشته نشد . « علائم انحطاط اقتصادى حتى در عهد سلطنت اوزون حسن نيز مشهود بود . كونتارينى ، سفير ونيز از قلت جمعيت و باير بودن اراضى دهات و گرانى لوازم زندگى با شگفتى ياد مىكند . از آنجا كه علت اصلى انحطاط كشاورزى ، افزايش مالياتها ، در ده سال قبل از حكومت اوزون حسن بود ، وى اصلاحى در امر مالياتها به عمل آورد . على الظاهر ماليات تا يك ششم محصول تقليل داده شد و ميزان تمغا پنج درصد بهاى كالا ( يك دينار از هر بيست دينار ) معين شده بود ؛ ولى پس از مرگ اوزون حسن ، مأمورين وصول ماليات و عملداران موازينى را كه وى معين كرده بود چندان مورد توجه قرار ندادند . » « 2 » در عهد جانشينان اوزون حسن نيز تلاشهايى براى تعديل مالياتها و بهبود وضع اقتصادى به عمل آمد ، ولى فئودالهاى نظامى و روحانى كه عملى شدن اين نقشه‌ها را به زيان خود مىديدند ، سلطان يعقوب را مسموم كردند . به اين ترتيب ، نبودن حكومت مركزى مقتدر ، تقسيم سيورغالها ، و تفويض معافيتهاى مالياتها و نفوذ فراوان بزرگان نظامى و روحانيان فئودال ، به هيچ پادشاه ضعيفى اجازهء اجراى برنامهء اصلاحى را نمىداد . در دورهء صفويه ، از بركت امنيت و آرامش نسبى در وضع كشاورزى و فعاليتهاى صنعتى بهبود نسبى پديد آمد . « در عهد شاه عباس ، ميزان بسيارى از عوارض و مالياتها تقليل يافت ؛ ولى در عهد جانشينان شاه عباس اول ، ميزان مالياتها و عوارض مجددا بتدريج بالا رفت و در پايان قرن هفدهم ، ميزان عوارض و مالياتها بشدت ترقى كرد و مالياتهاى تازه وضع شد . در اين دوره ، ماليات اصلى همان ماليات ارضى يا خراج بود كه بيشتر بجنس دريافت مىشد ( 15 تا 20 درصد محصول ) . در بعضى نقاط ، بجاى بخشى از محصول ، ماليات نقدى دائمى از هر جفت گاو دريافت مىشد . ماليات باغها و بستانها عشر و توتستانها 50 درصد محصول بود . » « 3 »

--> ( 1 ) . تاريخ ايران از دوران باستان تا پايان سدهء هجدهم ، پيشين . ص 373 - 372 . ( 2 ) . همان . ص 442 . ( 3 ) . همان . ص 528 ،